شعر
سلام.
یکی از دوستان این شعر تو نظرات گذاشته...
منم گزاشتم انجا همه بخونن...
بالاک: وضوی عشق از سرچشمه تکبیر
بالاک :آن سوی مرزهاست
بالاک: در حنجره سرخ گلو می خواند
بالاک: در ازدحام تپشهای قلب من نوسان دارد
بالاک: در ذهن اقاقی جاریست
بالاک: پایان کبوتر نیست
بالاک: وارونه یک زنجیر است
بالاک:از ژرفنای دریای خود سخن می گوید
بالاک: صداقت یک پروانه سربی است
بالاک: از طنین ریزش پیوندها سرشار است
بالاک: از بستر خاکی غربت ها هم فراموش نمی شود
بالاک: در اعماق قلب خود امیر و محدثه و ...... را احساس می کند
قربونه هر چی عاشقه بالاک برم
